گفتم: ای بابا! خدا به هممون کمک کنه! بله معمولا نمیرسه! زندگیها سخت شده. خوب حالا چقدری شهریه می گیری؟
گفت:رتبه دو.
گفتم : عجب! دیگه چی این که زیاد نیست!
گفت :خوب دیگه مجبوریم [!] تبلیغ هم بریم. ماه رمضان و محرم و تابستون و یه ۲۰ روزی هم راهیان نور!
بعضی وقتها هم کاروانی هست به ما عنایت داره ما رو می بره سوریه و کربلا و مشهد. خانواده هم که نمیشه تنها بمونن با من میان!
گفتم : خوب اینجا هم که ...
گفت: آره دیگه مجبوریم چی کار کنیم. نمیرسه! باید روزی شیش هفت ساعت هم بیایم اینجا ساعت بزنیم.
گفتم: حالا چقدر اجاره میدی؟
گفت: ۱۵۰ تومن. البته پیش هم دادیم که بالاخره بابامون خوب باید کمک میکرد دیگه.. ..
گفتم: جیگرم کباب شد. بمیرم برات.
گفت: آره پردیسان هم ثبت نام کردم یه دو میلیون دیگه می خوان که باید تا دو ماه دیگه بریزم به حساب. گفتن امسال تحویل میدن و یه ۶۰ تومنی می ارزه .حالا موندم پولمو از این مضاربه اییه بگیرم یا نه؟! بالاخره اون هم کمکیه. ماشین هم که تعمیرگاهه. هفته پیش با بچه هامون رفته بودیم شمال یه تصادف کوچیک کردیم. حالا میگن یدکیش گیر نمیاد. الان۲۰۶ داداشم دستمه ولی خوب دست فرمون ماشین خودم بهتر بود. من با اینا راحت نیستم...
گفتم: خوب. حالا اگه از گرسنگی مردی یه تک زنگ بزن. راستی شماره ات چند بود؟ . . . به! این دیگه چیه؟
گفت: آی پد! تازه خریدم. البته من خیلی این چیزا رو .. ولی خوب بچه ها خوششون اومد خریدیم. بی انصاف دید طلبه ایم یه قرون تخفیف نداد.تا آخر ۸۷۳هزار تومنو نقد گرفت!
گفتم: ...
گفت: خدا بگم چی کار کنه اونایی رو که نمی خوان طلبه ها راحت باشن! ما که فقط توکلمون به خداست!!